بسوزد پدر فناوری

شاید این موضوع یک مقداری بیانش اینجا خوشایند نباشد، اما به هر حال این هم رسانه ماست.
دیروز برای درمان همسرم به یکی از بیمارستانهای علوم پزشکی (بیمارستان امیر اعلم) مراجعه کردم و البته به نوعی چاره ای جز این نداشتم که توضیح دلیلش بماند برای فرصتی بهتر.
من همیشه با خودم فکر می کردم که درد ما استفاده سلیقه ای و ناصحیح از فناوری است. اما امروز با وضعیتی در بیمارستان مواجه شدم که در آن صحبت کردن در مورد فناوری هم کاری احمقانه به نظر می رسد. شرایط اسف بار درمانی در این مرکز که اشارات زیر در خصوص آن کافی است. البته موضوع تنها در مورد این بیمارستان نیست و آفت تمامی مراکز درمانی است. در هر نوشته خاطره ای از یک بیمارستان جدید خواهم آورد، از خصوصی گرفته تا دولتی.
۱٫ در شرایطی که انواع سیستمهای پیج در جای جای بیمارستان نصب شده است هنوز یک نفر جلوی در اتاق شکستگی بینی درست کنار درب سالن بستری بیماران بد حال ، پرونده هایی را که به صورت دستی توسط بیمارانی که دارای بیمه موردتایید بیمارستان هستند و اطلاعات کامل بیمه ای آنها در هر لحظه در اختیار این بیمارستان است ولی مجدداَ باید با دست تکمیل شود، نام بیماران را با صدای بلند فریاد می زند و در صورتی که در محدوده پوشش فریاد این فرد باشید به داخل خوانده خواهید شد و پیش دکتر خواهید رفت. در این اتاق روی میز خواننده اسامی، یک کامپیوتر all-in-one از آخرین محصولات شرکتMSI متصل به شبکه ای که تمام اطلاعات بیمه شدگان در آنست، قرار گرفته است!!!
۲٫ محل انتظار بیماران در محوطه ای که مشخص است برای رفاه حال بیماران مسقف شده است، بیرون در اتاق شکستگی بینی درست در اطراف دریچه فاضلاب اصلی بیمارستان، با بوی تهوع آور و مسموم فاضلاب، محدوده پوششی صدای فریاد خواننده نامهاست که در همین حین کارگران مشغول خارج کردن چارچوب های تخریب شده در بودن و چندین مرتبه نزدیک بود جراحات جدی به صورت افراد وارد آورند. در بیرون این فضا یک نمایشگر روان نصب شده است که در مورد انواع خدمات بیمارستانی اطلاع رسانی می کند.
۳٫ در هر مرحله از پیشرفت کار لازم است پرداخت در صندوق صورت پذیرد (به طور متوسط ۴ مرحله پرداخت )در مرحله آخر برگه ای چرک نویس با دست نوشته ای شامل شماره پرونده ثبت شده شما در سیستم شبکه بیمارستانی و میزان هزینه پرداختی به شما داده می شود و شما باید به صندوق که در محل انتظار تعبیه شده است مراجعه کنید، که در صورت بسته بودن باید مسافتی را اضافه طی نمایید تا به اورژانس رفته و پرداخت را در صندوق مستقر در آنجا انجام دهید. ٭ صندوق فقط کارت بانکی را برای پرداخت می پذیرد زیرا پول خورد نمی تواند پس دهد و دستگاه پوز از طریق همان شبکه کامپیوتری با بانک ارتباط دارد نه تلفن و این درشرایطی است که دست فروشان نیز مجهز به پوز سیمکارت خور شده اند!!!!٭
۴٫ در هنگام عملیات جا انداختن شکستگی بینی سه نفر سه نفر به اتاق خوانده می شوند، در سه تخت کنار هم خوابانده می شوند، تک تک، بی حسی موضوعی انجام می گیرد و برای گذراندن زمان بی حسی بیرون در باید منتظر بمانند. توجه! چه اول صبح به مرکز مراجعه کرده باشید چه سر ظهر زمان شروع عملیات درمانی ساعت دو بعدازظهر خواهد بود.(البته در پرسش های متعدد به صورت حضوری متوجه این مطلب خواهید شد در صورتی که متهم به زیاد سوال پرسیدن نشوید.). سیستم نوبت دهی به صورت تلفنی و آنلاین از اول صبح به بیماران نوبت دهی می کند و به همان شبکه ای متصل است که کامپیوتر آخرین مدل آن آقا متصل بود.
۵٫ برای اجرای عملیات جا انداختن شکستگی، پس از موثر واقع شدن بی حسی، دوباره همان آقای بلند گو، اسامی را در کنار همان سالن بستری بیماران صدا می زند و بیماران دو تا دو تا بدون همراه داخل اتاق می روند و روی همان تخت های کذا مورد استفاده برای بیهوشی خوابیده، بی حسی مجددی صورت می پذیرد و تک تک، توسط استاد پزشکی، کی، پس از دیدن چهره وحشت زده بیمار و پرسیدن این سوال که “چیزی شده؟ کسی ترسوندت”، بینی هر شخص پیش چشم شخص دیگر جا انداخته می شود و به قول خودشان نفر دوم تا زمان رسیدن نوبتش، فعلاً استرس بکشد که در نهایت پس از پایان مراحل کار و بدون هیچگونه توصیه ای بیمار از اتاق خارج می شود و به دلیل عدم اطلاع رسانی و حجم بالای بیماران سوالاتی را باید یواشکی و بی توقع پاسخ، به داخل اتاق روانه کنید تا بلکه برای مراقبت های بعد از درمان اطلاعاتی کافی به دست بیاورید. در هنگامی که قصد دور انداختن برگه چرک نویس را داشتم (همان برگه ای که مبلغ قابل پرداخت و شماره پرونده بر روی آن نوشته شده بود.) متوجه شدم پشت آن برگه دستور العمل مراقبت های بعد از عمل نوشته شده و هیچ کس به ما متذکر نشده بود.٭در زمان ثبت نام شماره موبایل بیمار برای نوبتدهی دریافت می گردد. و در پرونده نیز شماره موبایل دوباره ثبت می گردد به همراه کد ملی و سامانه گویای تلفن و پیام رسان بیمارستان نیز در همان شبکه ای است که کامپیوتر آن آقای بلندگو در آن بود.٭
۶٫ هر بیمار پس از پایان فرآیند جا انداختن بینی که بسته به نوع شکستگی می تواند بسیار دردناک و یا بدون درد باشد، از روبروی چشمان وحشت زده بیماران منتظر ورود به اتاق استاد، عبور می کند و بیماران منتظر چشمان اشکبار و لبهای نالان بیماران بعضاً بسیار درد کشیده که صدای جیغشان از داخل اتاق شنیده میشد، از نزدیک زیارت می کنند و بینی های جا افتاده که به واسطه فشار طبیعی فرآیند جا اندازی پرخون شده اند وحشتشان را فزونی می دهد. در آنجا دو در برای ورود و خروج وجود داشت ولی همه را از یک در وارد و خارج می کردند و در دوم انگار وجود نداشت.
۷٫ پس از پایان عملیات باید به مدت بیست دقیقه بیرون اتاق جا انداختن بینی منتظر شده و بعد بیمارستان را ترک نمایند. محل انتظار همان محوطه مسقف شده برای رفاه حال بیماران است. رفتن یا نشستن؟ مساله اینست. ٭شماره پرونده تک تک بیماران در هنگام جا انداختن بیینی زیر دست جناب بلندگو است و شماره موبایل بیماران در آن ثبت شده و پیام رسان بیمارستان فعال است.٭
و قص علی هذا…

شهر هوشمند یه نیاز یا تجمل گرایی؟

ماه گذشته در همایشی با عنوان Iran Smart City 2016 حضور داشتم که دومین سال برگزاری را پشت سر گذاشت. در این همایش که از طرف وزارت ارتباطات  و وزارت کشور برگزار شده بود سخنرانی های جالب و در عین حال متناقضی اتفاق افتاد. و در کنار آن نیز نمایشگاهی از توانمندی های کشور در حوزه شهر هوشمند و اینترنت اشیا برگزار شده بود که خالی از لطف نبود.

خیلی قصد ندارم در مورد سخنرانی ها و نمایشگاه جانبی برگزار شده وارد جزییات بشم و بیشتر دلم میخواد در مورد لزوم ورود مدیریت کلان کشور به هوشمند سازی مدیریت منابع شهری چند خطی بنویسم.

آنچه که در حال حاضر در کشور ما و در زمینه مدیریت منابع حیاتی در حال اتفاق است در این مقطع تاریخی قابل قیاس با عصر حجر است. به عنوان یک مثال ساده توجه به هدر رفت آب در سطح کشور و در نظر گرفتن بحرانی که از آن با عنوان بحران آب یاد شده و یا دیگر نهاده های انرژی که نقشی کلیدی در زندگی بشر امروز ایفا می کنند به سادگی می تواند مصداق جمله پیشین باشد.

هدر رفت آب در کشور ما یک موضوع بسیار جدی و غیر قابل چشم پوشی است که با توجه به مصرف چیزی بالغ بر ۹۲ درصد آب کشور در صنعت کشاورزی می توان به سادگی در یافت که بیشترین میزان هدر رفت آب در کجاست. بر اساس آمارهای وزارت نیرو چیزی بالغ بر ۷۰ درصد آبی که برای کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد به در می رود و بهره وری از آب در کشور ما به این دلیل کمتر از ۳۵ درصد است در حالی که این عدد در کشورهای توسعه یافته معادل ۷۰ است.

906b2185a06fe0a301bca186c4ab969d

در این وضعیت جای تاسف است که ۸۰ درصد میزان اتلاف آب در کشاورزی به دلیل عدم استفاده از روش های مکانیزه آبیاری است و با این حال همچنان هم این روند ادامه می یابد. وزارت نیرو اخیراً برای مدیریت مصرف اقدام به نصب کنتور های هوشمند  بر روی چاه های تامین کننده آب مزارع نموده است و البته این خبر بسیار خوبی است. (برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد)

اما آیا نصب کنتور هوشمند به تنهایی می تواند راهکاری برای مدیریت بحران باشد؟

وقتی از شهر هوشمند سخن به میان می آید در مورد یک مقوله محدود به موضوع خاص صحبت نمی شود بلکه منظور یک راهکار فراگیر و جامع مدنظر است که بر اساس آن تک تک رفتارها و ابزارها به یک میزان مشخصی از هوشمندی دست یابند که بر آن اساس هر حرکتی بسته به اینکه در کدامیک از شئون زندگی قابل تعریف است با یک آینده نگری از پیش تعریف شده در راستای سیاست های کلان شهری و کشوری قابل ارزیابی بوده و بر همان اساس مدیریت، نظارت و کنترل گردد.

اگر به مثال آب و صنعت کشاورزی برگردیم، وقتی که مصرف آب توسط کنتور های هوشمند مورد مدیریت قرار می گیرد به این معنی است که دیگر به روش های سنتی مانند روش غرقابی نمی توان زمین ها را آبیاری نمود و لازم است روش های نوین مانند آبیاری قطره ای مورد استفاده قرار گیرد اما پیش از آن لازم است که کشاورز تحت یکسری روش های مشخص و البته با به کارگیری ابزارهای متناسب به این سطح از هوشمندی دست یابد که بر اساس این تغییر رویه آبیاری چه تغییراتی لازم است در کسب و کار خود به وجود آورد و نباید فراموش کرد آموزش یکی از کلیدهای اصلی حرکت به سمت زندگی هوشمند می باشد.

اما متاسفانه با این تغییر رویکردها امروزه شاهد آنیم که کشاورزان به دلیل کمبود آب به جای اصلاح روش زمین های کشاورزی خود را به هر روش ممکن خشک نموده و تبدیل به ساختمان مسکونی و یا ویلا می نمایند تا برای خود درآمدی کسب کنند درآمدی که چندین برابر درآمد حاصل از کشاورزی برایشان سود دارد. (برگرفته از خبرگزاری مهر)

و این در حالی است که اصلاً برآورد صحیحی از بازدهی این صنعت با روند کم آبی پیش رو به دلیل کمبود یک شبکه هوشمند جمع آوری، تحلیل و گزارش دهنده در راستای بهینه سازی مصرف و تولید موجود نیست و در صنایع دیگر نیز وضعی بهتر از این نداریم.

با این توضیحات لازم است بازنگری جدی و دقیقی برای حرکت به سمت شهر هوشمند رخ دهد و این تنها زمانی امکان پذیر است که یک برنامه ریزی دقیق و همه جانبه در این خصوص به وجود آید و همه نهادها خود را موظف به اجرای آن دانسته و از فرافکنی به هر شکلی بپرهیزند.

نکته آخر اینکه اگر بخواهیم حرکت به سمت این مقوله مهم را موکول به اجرای شهر الکترونیک نماییم یک خطر جدی و بزرگ در کمین خواهد بود و آن هزینه یکپارچه سازی سامانه های از هم گسسته ای خواهد بود که هر یک متولی متفاوتی دارد. به این ترتیب حرکت به سمت شهر الکترونیک هم باید در راستای ایجاد شهر هوشمند برنامه ریزی و اجرا گردد تا در نهایت با یک سیستم جامع متصل و برخط در کوتاهترین زمان ممکن بتوانیم از اثرات کوتاه مدت این راهکار نهایت بهره برداری را انجام دهیم.

هدست واقعیت مجازی گوگل

در خبرها آمده بود که گوگل قصد دارد در سال ۲۰۱۶ یک هدست واقعیت مجازی عرضه کند. بد نیست کمی بیشتر در مورد این خبر اطلاعات کسب نماییم.

بر اساس اطلاعاتی که در خبرگزاری های مختلف درج شده است، این هدست جدید هیچگونه ارتباطی با گوشی هوشمند شما نخواهد داشت.

شناخته شده ترین هدست‌های واقعیت مجازی که در حال حاضر به بازار هرضه شده اند، مانند Gear VR سامسونگ یا Cardboard گوگل با قرارگرفتن گوشی هوشمند در یک قاب که بر روی چشم ها نصب می شود و با استفاده از حسگرها، دوربین و صفحه‌نمایش آن امکان بهره برداری از این سرویس را فراهم می آورند. اما آنچه که در مورد هدست آینده گوگل شنیده شده است استقلال کامل آن از گوشی هوشمند خواهد بود.بر اساس تحلیلی که خبر گزاری های مختلف در مورد این هدست ارایه کرده اند این دستگاه دارای صفحه‌نمایشی با وضوح بالا، پردازنده ای قدرتمند و چندین دوربین است. البته همین تحلیل ها آورده اند که هدست آینده گوگل نه به‌ توانمندی Oculus و HTC Vive است و نه چندان ساده که مانند Gear VR باشد و تجربه‌ای متوسط را در اختیار کاربران قرار خواهد داد. به این ترتیب از لحاظ قیمت نیز به مراتب ارزان‌تر از محصولات اچ‌تی‌سی و فیس‌بوک خواهد بود.

این نکته که گوگل قصد دارد یک رقیب برای Gear VR  معرفی نماید چنان می نماید که فناوری واقعیت مجازی به یک بلوغ نسبی رسیده است که گوگل را بران داشته تا این نوع محصول خود تنوع بخشد و شنیده هاحاکی از آنست که نسخه های بعدی اندروید با  قابلیت‌ واقعیت مجازی ارایه خواهند. گزارشاتی که در مورد این محصول موجود است تاکید بر آین داشته اند که هدست آینده گوگل مانند یک محصول نکسوسی برای الگوبرداری سایر شرکای گوگل طراحی شده و در مراسم Google I/O ۲۰۱۶ رونمایی خواهد شد. البته این بدان معنی نخواهد بود که هدست طراحی شده تلاشی برای کسب بازار نخواهد کرد.

متاسفانه تا کنون زمانی برای عرضه این محصول توسط گوگل اعلام نشده است اما گفته می‌شود Movidius یک استارت‌آپ ساکن سن متئو کالیفرنیا در حال تامین فناوری‌های لازم برای این هدست است و نقش کلیدی برای شناسایی حرکات سر کاربر و ترجمه آنها به دستورات قابل درک برای این هدست را به عهده دارد.

گوگل در عرصه واقعیت مجازی رقبایی دارد که هر یک به نوعی در حال توسعه این فناوری هستند و شرکت هایی مانند سامسونگ، سونی، اچ‌تی‌سی و فیس‌بوک با ایجاد رقابت در این بازار گوگل را وادار خواهند ساخت که در عرضه محصول جدید خود امکانات خاص و منحصر به فردی را عرضه نماید و از آن‌جا که سرمایه عظیم مالی و برنامه‌نویسی و مهندسی در اختیار دارد مطمئناً رقیبی پر توان در این بازار خواهد بود.

استیو جابز در گذشت

دیروز یک ایمیل برای من ارسال شد که نمونه جدیدی از IPhone 4S بود و من باز هم با خودم فکر کردم که شرکت اپل با این همه سرعتی که تکنولوژی ها و محصولات جدیدش را به بازار عرضه می کند، باید به سازنده این کمپانی تبریک گفت و شاید باید از اوتقدیر و تشکر نمود که با این سرعت خیره کننده در حال رشد دانش بشری و ارتقا سطح تکنولوژی در دنیاست. بیش از چند ساعت از خواندن این ایمیل نگذشته بود که در گوگل خواندم : “جابز درگذشت”

شرکت اپل اعلام کرده که استیو جابز، مدیرعامل سابق این شرکت و یکی از بنیانگذاران آن که اخیرا به علت بیماری کناره گیری کرده بود، درگذشته است.


باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در بیانیه ای نسبت به آقای جایز که او را “یکی از بزرگترین نوآوران آمریکا” خواند ادای احترام کرده است.او افزود :”جهان یک انسان صاحب بینش را از دست داده است. و شاید هیچ تعریفی بالاتر از این نباشد که بخش بزرگی از جهان از طریق دستگاهی که او اختراع کرد از درگذشت او آگاه شد.”

کامپیوترهای مکینتاش، “آی فون”، “آی پاد” و “آی پد” از محصولاتی است که استیو جابز در تولید و عرضه آنها به بازار نقش مهمی داشته و از طریق این محصولات پرطرفدار، اپل را به یکی از پرسودترین شرکت های آمریکا و دنیا تبدیل کرده است.

شرکت اپل طی بیانیه ای اعلام کرده است: “اپل یک نابغه بینش ور و مبتکر و جهان یک انسان خارق العاده را از دست داد.”

اپل می گوید که آقای جابز روز چهارشنبه از دنیا رفت. او ۵۶ ساله بود. بنا بر گزارش ها، استیو جابز به سرطان لوزالمعده مبتلا بود. مرگ آقای جابز یک روز پس از رونمایی نمونه جدید تلفن همراه آیفون رخ داده است.استیو جابز از ماه ژانویه سال جاری در مرخصی بسر می برد.

او در نامه استعفای خود نوشته بود: “همواره گفته ام اگر روزی فرا برسد که نتوانم به وظایف و انتظاراتی که از من به عنوان مدیرعامل اپل می رود عمل کنم، خودم اولین کسی خواهم بود که این موضوع را به شما اطلاع خواهم داد. متاسفانه این روز فرا رسیده است.”

منبع خبر: BBC

Nike کفش های خود را به اینترنت وصل کرده است.

امروزه ارتباطات بین شرکتها و مشتریان آنها ،تنها در فروش محصولات و ارائه سرویس خلاصه نمی گردد.شرکتها می توانند برای مخاطبین هدف، نام تجاری (Brand) خود را معرفی و تبلیغ نموده و یا بازتابهای فعالیتهای خود را در بازار بررسی نمایند. این شرکتها با قرارگیری در شبکه های اجتماعی توان فرهنگ سازی در خصوص محصول و یا خدمات خود را داشته و قدرت تغییر سلیقه و نگرش کاربر را دارا می باشند. این کار توسط پورتال و یا وب سایت شرکت و یا دیگر ابزارهای تعاملی به وجود می آید .
مثال بارز در این خصوص ، روش شرکت Nike می باشد .Nike اقدام به پیاده سازی پورتالی در شبکه های اجتماعی برای مردمی که از دویدن و ورزش لذت می برند، نموده است . نمایش مارک تجاری این محصول روی محصولات این شرکت همواره روشی موثر در تبلیغ می باشد. قرارگیری سنسوری کوچک در کفشهای این شرکت ، کارآئی دویدن را ثبت و مانیتور می کند .

این اطلاعات قابلیت ثبت روی محصولات IPod و یا انتقال روی پورتال شرکت را دارا می باشد.این کار سبب می شود تا کاربران میزان پیشرفت در ورزش خود را کنترل نموده و یا از طریق شبکه های اجتماعی با دیگران و دوستان خود مطرح نمایند. با ارائه این خدمات ،سرویسهای مشاوره ای و اطلاع رسانی نیز به کاربران داده می شود. بدین ترتیب پورتال شرکت وسیله ایست در جهت شناسائی و تبلیغ نام و علامت تجاری شرکت Nike .

این شرکت با برگزاری نشستهای ورزشی ،۳ بار در هفته در Central Park واقع در نیویورک، و ارائه خدمات پیشرفته حین این همایشها موجبات تبلیغات بیش از بیش شرکت را فراهم می آورد. شرکت در این همایشها برای عموم آزاد و مجانی بوده و همگی با پوشیدن کفشها و لباسهای این شرکت گوئی تنها یک چیز را تبلیغ می کنند و آنهم چیزی نیست به جز نام Nike.

شبکه های اجتماعی آینده کسب و کارها را دگرگون می کند

بر اساس گزارشی که سایت webpronews در هفته گذشته منتشر کرده است Openweb یا همان وب باز و در راس آن شبکه های اجتماعی شاهد تحولی عظیم خواهد بود. بر اساس این گزارش دو شبکه اجتماعی Cliqset و Status.net برای اولین بار در تاریخ اینترنت امکانی را برای کاربران خود فراهم کرده اند که از طریق آن کاربران می توانند با اکانت خود تنها در یکی از این شبکه ها با موجودیت کاملا مستقل دیگری در وب که استفاده عمومی نیز می شود ارتباط برقرار کنند، بدون نیاز به اینکه در هر یک از این سرویس ها دارای اکانت باشند.

این دو شبکه توسط پروتکلی به نام Salmon کار می کنند که در حال حاضر نیز گوگل برای سرویس BUZZ خود آنرا در دست اجرا دارد.
این سایت طی مصاحبه ای با Chris Messina نظرات او را در رابطه با اهمیت و خط سیر حرکت این تکنولوژی و جایگاه شبکه های اجتماعی مجهز به این فناوری در کسب و کارها جویا شده است، که مضمون آن در ادامه آمده است: ( آقای Chris Messina در زمینه Openweb سوابق بسیاری دارد و در حال حاضر به عنوان مدافع Openweb در سانفرانسیسکو و همچنین در شرکت گوگل مشغول به فعالیت می باشد.)
از نظر ایشان Salmon یکی از بلوک های تکنولوژیکی ساختاری بسیار مهم در شبکه های اجتماعی باز ،می باشد. این تکنولوژی در ساده ترین شکل خود یک مکانیسم به وجود می آورد که ایشان آنرا به عنوان ‘personal trackbacks’  یا ‘social pingbacks’ ،روشی برای قرض دادن امکانات بلاگ ها به یک دیگر معرفی کرده اند.
تصور کنید که سایت هایی مانند فیس بوک ، توییتر ،  Google Buzz ، کلوب و MySpace همگی Salmon را در سایت خود به اجرا درآورند مانند همان چیزی که در Cliqset  وStatus.net  اتفاق افتاده است . آنگاه هر کاربری در یکی از این سرویس می تواند با کاربران جوامع دیگر ارتباط برقرار کند بدون آنکه نام کاربری در آن سرویس داشته باشد. کاربر فیس بوک می تواند با کاربران توییتر ،کلوب و MySpace در ارتباط باشد بدون نیاز به اینکه حتی نام کاربری در این سایت ها داشته باشد. اگر یک پیام از توییتر داخل اکانت فیس بوک دریافت کند می تواند پاسخ آنرا در همان فیس بوک خود وارد نموده و کاربران توییتر آنرا دریافت کنند.
اینکه کاربر امکان رهگیری یک پیام ارسال شده از طریق یک سرویس را در سرویس دیگر دارا باشد ما را یک گام به سمت تمرکز زدایی شبکه های اجتماعی پیش می برد همان مسیری که یک دهه پیش یا کمی قبل تر از آن برای ایمیل ها رخ داد. در حال حاضر این بدان معنی است که اگر بنده یک اکانت در Cliqset داشته باشم و دوست من اکانتی در mystatus.net داشته باشد و من بخواهم پیامی را به اطلاع دوستم برسانم نیازی به ایجاد اکانت در سایت mystatus.net نخواهم داشت ، بلکه Salmon این کار را برای من انجام می دهد.
این امکان به دلیل سهولت استفاده برای کاربران  و جذابیت بیش از حد آن برای کسب  وکارها در راستای تبلیغات گسترده تحت وب یک فضای رقابتی برای شبکه های اجتماعی به وجود می آورد تا هر یک به نحوی از این سرویس در شبکه خود کمک بگیرند ، که البته آنچه که این حرکت را تسریع می کند این است که Salmon یک پروتکل اپن سورس (کد باز) است که تحت لیسانس گنو تولید شده است و همگی به صورت رایگان برای توسعه دهندگان قابل استفاده می باشد. به این معنی که اگر گوگل در سرویس BUZZ خود از این امکان استفاده کند قطعا فیس بوک نیز برای اینکه در میدان رقابت باقی بماند این امکان را در سایت خود قرار خواهد داد.

تحلیل: اهمیت این موضوع زمانی مشخص می گردد که ساختارهای متفاوت و معماری های ناهمگون این شبکه ها و سرویس ها را از ذهن بگذرانیم و این نکته را فراموش نکنیم که ایجاد یک پروتکل واحد برای ساختارهای نا همگون چه کار طاقت فرسا و پیچیده ای است و  از همه مهمتر ابعاد این پروژه است که در سطح جهانی در حال رخ دادن است و درنهایت ما با مجموعه ای از شبکه های اجتماعی با نام ها و ملیت های مختلف روبرو خواهیم شد که همگی با یکدیگر در ارتباط هستند و کسب و کارها می توانند به عنوان یک جامعه چند میلیارد نفری برای بازاریابی، فروش، خدمات مشتریان، برندسازی و … از آن استفاده کنند. نکته ای که برای سازمان صدا و سیما به عنوان متولی نشر فرهنگ اسلامی – ایرانی حایز اهمیت است ، اینست که در فضای وب بتواند از این فناوری برای حرکت های نرم افزاری خود استفاده کند و در میدان رقابت باقی بماند.

شروع به کار سوئیچ انتقال core نوری کلاس-ترابیت Alcatel- Lucent

Alcatel-Lucentیک پلاتفرم سوئیچینگ core نوری برای شبکه های انتقال نوری(OTN) نسل بعدی ارائه کرده است.مدل  TTS 1870 این شرکت به منظور فراهم کردن انعطاف پذیری برای انتقال ترافیک IP، شامل ویدیو، در ارزانترین لایه شبکه در کنار افزایش سوددهی توسط آزاد کردن پهنای باند برای سرویس های با ارزش افزوده، طراحی گردیده است. این سوئیچ می تواند ظرفیت یک ترابیتی را عرضه کند که از گزینه های شبکه انتقال چندگانه شامل کاریر اترنت و Sonet/SDH نیز پشتیبانی می کند و برای درخواست های با ارزش افزوده، صفحه کنترل GMPLS/ASON رادر اختیار می گذارد. این پلاتفرم برای پشتیبانی ترافیکی معادل ۸Tbps آماده است،و در هر اسلات می تواند ترافیکی برابر ۱۲۰Gbps را به صورت دو طرفه هدایت کند و هر ترکیبی از پورت های اترنت/ OTN/ SONET/ SDH/ SAN را پشتیبانی می کند. اینترفیس های جدید ۱۰۰Gbpsی نیز برای این سوییچ طراحی شده است.
همچنین،۱۸۷۰ TTS گزینه های مدیریت پهنای باند چندگانه شامل یک تکنولوژی “کانتینر مجازی” با نرخ متغیر جدیدی، به نام ODUFlex را ایجاد می کند که هر نوعی از ترافیک بین تجهیزات انتقال نوری و روترهای IP را بگونه ای آرایش کرده است که پهنای باند در گام های۱Gbps ای رشد می کند.
هزینه های شبکه متناسب با ترافیک رشد می کند اما درآمد و سود اینطور نیستند. از اینرو لازم است اپراتورها مطمئن شوند که core IP آنها می تواند هر حجم ترافیک در حال افزایش را در کمترین هزینه ممکن، مدیریت کند. در عین حال، آنها نیاز دارند درآمد بیشتری از شبکه core خود استخراج کنند. این سوئیچ جدید، هوشمندترین پلاتفرم نوری در بازار امروز است که می تواند فرصت هایی برای انتقال سرویس های جدید، در کنار پایین آوردن هزینه ایجاد کند. این سوئیچ، المان کلیدی برای شبکه های core نوری IP نسل بعدی است.

نویسنده: ز . یزدان شناسان

منبع خبر:http://www.convergedigest.com/2010/01/alcatel-lucent-debuts-terabit-class.html

با مایکروفر کلیپ های یوتیوب را تماشا کنید.

دو محقق از دانشگاه کیو در ژاپن، مایکروفری را طراحی کرده اند که می تواند سپری کردن لحظات انتظار آن هم با طعم گرسنگی را با دعوت شما به دیدن کلیپ های یوتیوب آسانتر کند.

این مایکروفر که به یک صفحه نمایشگر ۱۰٫۴ اینچی و یک جفت اسپیکر مجهز است، با دریافت مدت زمانیکه شما برای طبخ غذا انتخاب می کنید با کمک یک سیستم مک به سایت یوتیوب متصل می شود و کلیپی معادل با مدت زمان پخت غذایتان را انتخاب کرده و پخش می کند.ضمنا شما می توانید امکاناتی را مانند استفاده بازیهای ویدیویی و مرور صفحات اینترنت در اختیار داشته باشید. البته ضرورتا نیازی به استفاده از سیستم مک نیست و آن را به کامپیوترهای ویندوزی هم می توانید وصل کنید.  فعلا نمونه اولیه این مایکروفر توسط شرکت CASTOVEN ارائه شده و هنوز از قیمت و یا زمان تولید انبوه آن خبری در دسترس نیست.